کیومرث پسری به نام سیامک داشت که به پادشاهی نرسید.
داستان از این قرار بود که دیوان انجمن کردند که کیومرث را از میان بردارند. پری به صورت پلنگینهپوشی آمد و ماجرا را به سیامک خبر داد. سیامک نیز به جنگ با دیوان رفت و کشته شد.
يکايک بيامد خجسته سروش
بسان پري پلنگينه پوش
بگفتش ورا زين سخن دربه در
که دشمن چه سازد همي با پدر
سخن چون به گوش سيامک رسيد
ز کردار بدخواه ديو پليد
دل شاه بچه برآمد به جوش
سپاه انجمن کرد و بگشاد گوش
بپوشيد تن را به چرم پلنگ
که جوشن نبود و نه آيين جنگ
پذيره شدش ديو را جنگجوي
سپه را چو روي اندر آمد به روي
در بخش اساطیری شاهنامه، حوادث و شرح وقایع تفصیل زیادی ندارد و تنها جایی که کمی تفصیل بیشتری دارد در مورد کشته شدن سیامک به دست دیو سیاهی به نام خزوران است.
سيامک بيامد برهنه تنا
برآويخت با پور آهرمنا
بزد چنگ وارونه ديو سياه
دوتا اندر آورد بالاي شاه
فکند آن تن شاهزاده به خاک
به چنگال کردش کمرگاه چاک
سيامک به دست خزوران ديو
تبه گشت و ماند انجمن بي خديو...
در اینجا اشارهای به شیوه سوگواری در قدیمترین روزگاران شدهاست.
خروشي برآمد ز لشکر به زار
کشيدند صف بر در شهريار
همه جامه ها کرده پيروزه رنگ
دو چشم ابر خونين دو رخ بادرنگ
دد و مرغ و نخچير، گشته گروه
برفتند ويله کنان سوي کوه
پس از گذشت یکسال سروش پیامی برای کیومرث میآورد که دست از سوگواری بکش و برای نبرد با دیوان آماده شو؛ و کیومرث چون پیر شده بود، نوه خود، هوشنگ را برای نبرد یا دیوان مهیا میکند .
نشستند سالي چنين سوگوار
پيام آمد از داور کردگار
درود آوريدش خجسته سروش
کزين بيش مخروش و باز آر هوش
سپه ساز و برکش به فرمان من
برآور يکي گرد از آن انجمن
از آن بد کنش ديو روي زمين
بپرداز و پردخته کن دل ز کين
نکتهای که در تاریخ افسانهای ایران جریان دارد و تکرار میشود این است که وقتی پادشاهی به قدرت میرسد، پسر بلافصل و ولی عهد او به صورتی از قدرت کنار میرود و نوه پادشاهِ وقت ( پسر ولی عهد) بر تخت پادشاهی مینشیند.
- نخستین مورد در داستان کیومرث است. سیامک فرزند کیومرث در جنگ دیوان کشته میشود و پس از کیومرث، سیامک ( نوادهٔ کیومرث، فرزند هوشنگ) به پادشاهی میرسد.
- دومین مورد در داستان فریدون است. فریدون سه پسر به نامهای سلم و تور و ایرج داشت. ایران را به ایرج، کوچکترین پسرش داد ولی ایرج به دست برادرانش کشته شد و هیچگاه بر تخت پادشاهی ننشست. از ایرج دختری باقیماند که بر برادرزاده فریدون (پشنگ) شوهر کرد و فرزند او - منوچهر - به جای ایرج بر تخت نشست و کین او را بازخواست.
- سهدیگر داستان کیکاووس است. کیکاووس پسری به نام سیاوش داشت. پسری دستپرورده رستم، زیبا، برومند و برازنده، نجیب و بیگناه و پاکیزه که هیچکس نبود که او را نبیند و دوست نداشتهباشد. سیاوش به توران رفت و به فرمان افراسیاب کشته شد. پسر او کیخسرو را با دردسر بسیار به ایران آوردند و به جای نیای خود بر تخت نشست و در جنگهای بسیار با تورانیان، کین پدر را از جد مادری خود ( افراسیاب ) بازخواست و او را کشت.
- مورد بعدی در زمان پادشاهی گشتاسب -پادشاه ایران- است. وی پسری به نام اسفندیار داشت که بسیار پهلوان و رویینتن و مقدس و مورد تایید زردتشت بود و تمام عمر خود را صرف ترویج دین زردتشت کردهبود ولی این پسر هم سرانجام در نبرد با رستم کشته شد و نتوانست بر تخت پادشاهی بنشیند و پس از او پسر بزرگش- بهمن- به جای گشتاسب به پادشاهی رسید.
سخنرانی مربوط به این متن را با فیلترشکن از اینجا دانلود کنید.
