جناب میرزا

۷. بخش اساطیری / سیامک

Jenab-e-MiRzaa | پنجشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۸ | 9:40

کیومرث پسری به نام سیامک داشت که به پادشاهی نرسید.

داستان از این قرار بود که دیوان انجمن کردند که کیومرث را از میان بردارند. پری به صورت پلنگینه‌پوشی آمد و ماجرا را به سیامک خبر داد. سیامک نیز به جنگ با دیوان رفت و کشته شد.

 

يکايک بيامد خجسته سروش

بسان پري پلنگينه پوش

 

بگفتش ورا زين سخن دربه در

که دشمن چه سازد همي با پدر

 

سخن چون به گوش سيامک رسيد

ز کردار بدخواه ديو پليد

 

دل شاه بچه برآمد به جوش

سپاه انجمن کرد و بگشاد گوش

 

بپوشيد تن را به چرم پلنگ

که جوشن نبود و نه آيين جنگ

 

پذيره شدش ديو را جنگجوي

سپه را چو روي اندر آمد به روي

 

 

در بخش اساطیری شاهنامه، حوادث و شرح وقایع تفصیل زیادی ندارد و تنها جایی که کمی تفصیل بیشتری دارد در مورد کشته شدن سیامک به دست دیو سیاهی به نام خزوران است.

 

سيامک بيامد برهنه تنا

برآويخت با پور آهرمنا

 

بزد چنگ وارونه ديو سياه

دوتا اندر آورد بالاي شاه

 

فکند آن تن شاهزاده به خاک

به چنگال کردش کمرگاه چاک

 

سيامک به دست خزوران ديو

تبه گشت و ماند انجمن بي خديو...

 

 

در این‌جا اشاره‌ای به شیوه سوگواری در قدیم‌ترین روزگاران شده‌است.

 

خروشي برآمد ز لشکر به زار

کشيدند صف بر در شهريار

 

همه جامه ها کرده پيروزه رنگ

دو چشم ابر خونين دو رخ بادرنگ

 

دد و مرغ و نخچير، گشته گروه

برفتند ويله کنان سوي کوه

 

 

پس از گذشت یکسال سروش پیامی برای کیومرث می‌آورد که دست از سوگواری بکش و برای نبرد با دیوان آماده شو؛ و کیومرث چون پیر شده بود، نوه خود، هوشنگ را برای نبرد یا دیوان مهیا می‌کند .

 

نشستند سالي چنين سوگوار

پيام آمد از داور کردگار

 

درود آوريدش خجسته سروش

کزين بيش مخروش و باز آر هوش

 

سپه ساز و برکش به فرمان من

برآور يکي گرد از آن انجمن

 

از آن بد کنش ديو روي زمين

بپرداز و پردخته کن دل ز کين

 

نکته‌ای که در تاریخ افسانه‌ای ایران جریان دارد و تکرار می‌شود این است که وقتی پادشاهی به قدرت می‌رسد، پسر بلافصل و ولی‌ عهد او به صورتی از قدرت کنار می‌رود و نوه پادشاهِ وقت ( پسر ولی عهد) بر تخت پادشاهی می‌نشیند.
 

  • نخستین مورد در داستان کیومرث است. سیامک فرزند کیومرث در جنگ دیوان کشته می‌شود و پس از کیومرث، سیامک ( نوادهٔ کیومرث، فرزند هوشنگ) به پادشاهی می‌رسد.
     
  • دومین مورد در داستان فریدون است. فریدون سه پسر به نام‌های سلم و تور و ایرج داشت. ایران را به ایرج، کوچکترین پسرش داد ولی ایرج به دست برادرانش کشته شد و هیچگاه بر تخت پادشاهی ننشست. از ایرج دختری باقی‌ماند که بر برادرزاده فریدون (پشنگ) شوهر کرد و فرزند او - منوچهر - به جای ایرج بر تخت نشست و کین او را بازخواست.
     
  • سه‌دیگر داستان کیکاووس است. کیکاووس پسری به نام سیاوش داشت. پسری دست‌پرورده رستم، زیبا، برومند و برازنده، نجیب و بی‌گناه و پاکیزه که هیچکس نبود که او را نبیند و دوست نداشته‌باشد. سیاوش به توران رفت و به فرمان افراسیاب کشته شد. پسر او کیخسرو را با دردسر بسیار به ایران آوردند و به جای نیای خود بر تخت نشست و در جنگ‌های بسیار با تورانیان، کین پدر را از جد مادری خود ( افراسیاب ) بازخواست و او را کشت.
     
  • مورد بعدی در زمان پادشاهی گشتاسب -پادشاه ایران- است. وی پسری به نام اسفندیار داشت که بسیار پهلوان و رویین‌‌تن و مقدس و مورد تایید زردتشت بود و تمام عمر خود را صرف ترویج دین زردتشت کرده‌بود ولی این پسر هم سرانجام در نبرد با رستم کشته شد و نتوانست بر تخت پادشاهی بنشیند و پس از او پسر بزرگش- بهمن- به جای گشتاسب به پادشاهی رسید.

 

 

سخنرانی مربوط به این متن را با فیلترشکن از اینجا دانلود کنید.

 

ادبیات

شاهنامه فردسی

دکتر محجوب

۶. بخش اساطیری / کیومرث

Jenab-e-MiRzaa | شنبه ششم مهر ۱۳۹۸ | 10:55

کیومرث شد بر جهان کدخدای
نخستین به کوه اندرون ساخت جای

سر بخت و تختش برآمد به کوه
پلنگینه پوشید خود با گروه

ازو اندر آمد همی پرورش
که پوشیدنی نو بد و نو خورش

همی تافت زو فرّ شاهنشهی
چو ماه دو هفته ز سرو سهی

دد و دام و هر جانور کش بدید
ز گیتی به نزدیک او آرمید

 

 

 

از جمله نکاتی که در ابیات بالاست اینکه می‌گوید که کیومرث در کوه جایگاه ساخت به همین دلیل است که در بعضی جاهای دیگر، غیر از شاهنامه فردوسی او را گرشاه و گِل‌شاه گفته‌اند‌ که گر یا گِل به معنای کوه است یعنی شاهِ کوه.

 

سبب آن این‌ است که چون آدمیان هنوز توانایی ساختن خانه را نداشتند ناچار به شکاف کوه‌ها پناه می‌بردند تا از تصرف طبیعت و گزند باد و سرما و گرما و آفتاب و باران و سایر گرفتاری‌ها در امان باشند. بعدها که توانستند خانه بسازند، کم‌کم از کوه سرازیر شدند و در دشت‌ جای گرفتند.


نکته دومی که به آن اشاره می‌شود اینکه او با گروهش پلنگینه (پوست پلنگ)  پوشیدند؛ که بدیهی‌ست پوشش تن‌شان را از پوست جانورانی که دارای مو هستند انتخاب کنند که هنوز هم رایج است.

 

بیت سوم: ازو اندر آمد همی پرورش / که پوشیدنی نو بد و نو خورش

مقصود از پرورش، اقتصاد شبانی‌ست که در آن جانوران را نگاهداری می‌کنند و پرورش می‌دهند و برای خوراک و پوشاک از آنها بهره می‌برند.

در آن دوره خوراکی‌ها را به صورت خام استفاده می‌کردند زیرا در دوره هوشنگ، آتش کشف می‌شود.

 

بیت پنجم:  دد و دام و هر جانور کش بدید / ز گیتی به نزدیک او آرمید
 

دد و دام : این هر دو واژه به معنای حیوان وحشی است در حالیکه امروز در زبان فارسی دام را در معنی حیوان اهلی استفاده می‌کنند و اصطلاح دامپزشک را هم به کار می‌برند. در گذشته حیوانات وحشی را به دو دسته زیان‌رسان و بی‌آزار تقسیم می‌کردند. جانورانی که درنده و زیان رسان و گوشت‌خوار بودند را  دد  می‌گفتند و آنانی که بی‌آزار بودند و زیانی برای آدمی نداشتند مانند گوزن و آهو و بز کوهی را دام می‌خواندند و برای حیوانات اهلی واژه ستور را در زبان فارسی داشتیم و ستور‌ پزشک هم همان بوده که امروز دامپزشک یا بیطار گفته می‌شود. 

 

 

بنابر تحقیقات اخیر در زمینه جامعه‌شناسی بشری، انسان نخستین تلاش کرد که تمام جانوران را بدون استثنا،‌ رام کند و به خدمت بگیرد و برای این منظور بچه‌ آن جانوران را می‌گرفت و بزرگ می‌کرد. از میان آنها تنها دو جانور، هرگز رام انسان نشدند؛ یکی گرگ بود و  دیگری گراز؛ و این دو در زندگی انسان نماد و سمبل آفت و زیان شدند. گرگ در اقتصاد شبانی بسیار زیان‌رسان بود و گراز در اقتصاد کشاورزی.

این بیت نشان دهنده همین تحقییقات است و می‌گوید که کیومرث تلاش کرد تمام جانوران چه دد و چه دام را رام کرد و به خدمت بگیرد.

 

سخنرانی مربوط به این متن را از اینجا دانلود کنید.

ادبیات

شاهنامه فردسی

دکتر محجوب

مشخصات وب
جناب میرزا
  • صفحه اصلی
  • پروفایل مدیر
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
موضوعات وب
  • ادبیات
  • شاهنامه
  • کتاب
  • Film
آرشیو وب
  • خرداد ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
برچسب ها
  • ادبیات (14)
  • دکتر محجوب (13)
  • شاهنامه فردسی (13)
  • کتاب (1)
  • ذهن کامل نو (1)
  • سخن و سخنوران (1)
  • هوش هیجانی (1)
  • حنظله بادغیسی (1)
  • بدیع‌الزمان فروزانفر (1)

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای جناب میرزا محفوظ است .